تبليغاتX
رد پای قلب شکسته
من آن گلبرگ تنهایم که از درد بی کسی می میرم
         روز سیزدهم ابان را به همه سبز پوشان تبریک می گویم

   وبلاگ در حال باز سازی می باشد اگر اشکالی

   در پست هاپیش اومد به بزرگی خودتون ببخشید

 

               قربونتون برم خدا حافظ        

               

                            

 

+ نوشته شده در  88/08/13ساعت 8:2  توسط گلبرگ | 

 دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی
               لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی                  
دل تنها و غریبم داره این گوشه می میره
ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره

                                               

                                                                 

                                        

                                                         

+ نوشته شده در  88/07/17ساعت 12:21  توسط گلبرگ | 

یار سفر کرده ی من

منو ببر از این دیار

دلتنگم از دوریه تو

بی تو منم یه بی قرار

واسه دل خسته ی من

مرحم یاد تو بسه

تو این روزای شب زده

چشمات واسم همه کسه

+ نوشته شده در  87/10/02ساعت 12:4  توسط گلبرگ | 

                              

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی شاعر دل سوخته

عشق یعنی آتش افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق خون لاله بر چمن

عشق یعنی یک نسیم یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی همچو من شیدا شدن

 

 

+ نوشته شده در  86/02/29ساعت 22:30  توسط گلبرگ | 

 

زندگی پر از سواله می دونم
رسیدن به تو خیاله می دونم
تو میگی یه روزی مال من میشی
اما موندت محاله می دونم
تو میگی شبا دعامون می کنی
چشمه ی چشات زلاله می دونم
توی آسمون سرنوشت ما
ماه کاملم هلاله می دونم
تو میگی پرنده شیم بریم هوا
غصه ما دو تا باله می دونم
چشم من پر از غم نبودنت
دل تو پر از ملاله می دونم
طاقتم دیگه داره تموم میشه
صبر تو رو به زواله می دونم
آره می ری و نمی پرسی که این
دل عاشق در چه حاله می دونم

    

+ نوشته شده در  86/02/12ساعت 15:11  توسط گلبرگ | 
 

بعد از من وتوعاشقی شاید به قصه ها بره

شاید که با مرگ

تو مفسر محبت تو طلایه دار صبحی

فاتح تاریخ منی تو خود سردار صبحی

اسم تو اسم شب من به شکوه اسم اعظم

متبرک و عزیزی مثل سجده گاه آدم

بیا ونقطه ی پایان به شعرعمرمن بگذار

تنم دیوار بین ماست تنم را از میان بردارمن وتو عاشقی از دنیا بره

 

+ نوشته شده در  86/01/04ساعت 21:28  توسط گلبرگ | 

 

کاش می شد اشک را تجدید کرد

فرصت چند را تجدید کرد

کاش می شددر غروب لحظه ها

                                                   لحظه ی دیدار را تجدید کرد                                                                                                                        

+ نوشته شده در  86/01/02ساعت 17:16  توسط گلبرگ | 

 

زندگي از زبان سهراب

زندگي رسم خوشايندي است

زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ

پرشي دارد اندازهْ عشق

زندگي چيزي نيست كه لب طاقچهْ عادت از ياد من و تو برود.

                                 

 

 

+ نوشته شده در  86/01/02ساعت 16:57  توسط گلبرگ | 

زندگی

زندگی پلی است بسوی عاشق شدن که همه ما ماننده

رهگذری چند لحظه ای از روی آن می گذریم ولی نمی دانم

من تا گجای این پل باید برم

 

 

+ نوشته شده در  86/01/02ساعت 13:1  توسط گلبرگ | 
            

رفتی وخاطرها تو نشسته تو خیالم

بی تومن اسیر دست آرزوهای محالم

یاد من نبودی اما من بیاد تو شکستم

غیرتوکه دوری ازمن دل به هیچ کس نیستم

هم ترانه من باش بی بهانه یاد من باش

وقت بیداری مهتاب عاشقنهیاد من باش

اگه دوری اگه نیستی نفس فریاد من باش

تا ابد تا ته دنیا تا همیشه یاد من باش

هم ترانه یادمن باش بی بهانه یاد من باش

وقت بیداری مهتاب عاشقانه یاد من باش

 

      

+ نوشته شده در  85/12/19ساعت 10:26  توسط گلبرگ | 

 

می دونم یه روزی دل من می میره 

خورشید عشقمون اون بالاها سایه می گیره

رنگ تاریکی گرفته قصه وافسانه من

رنگ شادی رو ندیده این دل دیوونه من

اشک می ریزم روز وشب مثل ابر بهاری

مونده از تو پیش من تارموئی یادگاری

قلب من خاموش وغمگین چون بی ستاره

می گریم از دست جدائی مثل ابر پاره پاره

همچو مرغ پر شکسته تو قفس تنها نشسته

در غربی بی ترانه مانده ام بی آب و دانه

 

 

+ نوشته شده در  85/12/18ساعت 20:27  توسط گلبرگ | 
                      

حرفایی بود توی قلبم ، من نگفتم ، نتونستم

من به تو هرگز نگفتم با تو بودن آرزومه

نقش اون چشمای معصوم ، لحظه لحظه روبرومه

نیومد روی زبونم که بگم بی تو چی هستم

که بگم دیوونه تم من ، زندگیمو به تو بستم

تو رو دیدم مثل آینه ، توی تنهایی شکستی

من کلامی نمی گفتم که برام زندگی هستی

نمی دونستی که چون گل توی قلب من شکفتی

چشم تو پر از گلایه ست ، اما هرگز نمی گفتی

من به تو هرگز نگفتم با تو بودن آرزومه

نقش اون چشمای معصوم ، لحظه لحظه روبرومه

شاید اونجوری که باید ، قدرتو من ندونستم

رفایی بود توی قلبم ، من نگفتم ، نتونستم

 

 

+ نوشته شده در  85/12/18ساعت 20:23  توسط گلبرگ | 

 

عشق یعنی زخم

عشق امد مهربانی زنده شد

یادمان باشد جوانی زنده شد

عشق امد خام سوزی ها گذشت

روز گار تیره روزی ها گذشت

عشق امد تا سحر زیبا شود

رو به دلها روزی پیدا شود

عشق امد عاشقی ها پا گرفت

کار مجنون باز هم بالا گرفت

عشق امد با همه دشواریش

تیشه خون الود شیرین کاریش

عشق امد خیش را معنا کند

نان واب تازه ای پیدا کند

 

 

+ نوشته شده در  85/12/11ساعت 11:22  توسط گلبرگ | 

 

از تو خوندن از توسر رفتن و موندن

حیرت وحسرت دیرینه همینه

با تو رفتن تا ته خواب پریا

با تو رقصیدن تا اخر صداها

چه شکوهی داره با تو رفتن

تاهمیشه حتی تا روز مبادا

نور دیروز و هنوزم ای چراغ سایه سوزم

گر بگیرم از شام بی ما تا ته روز مبادا

+ نوشته شده در  85/12/07ساعت 14:8  توسط گلبرگ | 

   این سطر مختصر را گفتم که او بخواند
هر چه به او نگفتم می خوام او بداند
او اولش نمی خواست ترکم کند ولیکن

فهمید راز من را ،‌ او رفت تا بماند

 

+ نوشته شده در  85/12/07ساعت 14:2  توسط گلبرگ | 

       

اگه بری پنجرهها بسته می شن

امید و ارزوم بی تو خسته می شن

اگه بری پروانه های دور شمع می سوزند و پرپرمی شن

اگه بری در به دری سراغمه

اگه بری دیونگی کنارمه

اگه بری نگاه من تو اوج حسرت می مونه

اما بدون ترانه هام بغز چشاتو می شکونه

اگه بری گم می شن ستاره هام

خوب می دونی عاشق ستاره هام

اگه بری حرفهای من تموم می شن

ارزوهای بی نشون یکی یکی دربه در می شن

دیگه حرفی ندارم از ته دل دوستت دارم

بزار بگم دوستت دارم تا اخرش

از اولین نگاه تو از اولین گناه من

از اخرین کلام تو تا اخرین پیام من

دوستت دارم دوستت دارم

دیگه حرفی ندارم از ته دل دوستت دارم

             

+ نوشته شده در  85/12/07ساعت 0:7  توسط گلبرگ | 

بیشتر از تو

نمی گم عوض شدی نه تو هنوزم مهربونی
حدسش رو من زده بودم نمی خوای پیشم بمونی
روزای اول این عشق اشتیاقت تازه تر بود
حالا با صد التماسم واسه من شعر نمی خونی

بعضی وقتا اگه حرف و خبری جایی نباشه
نمی ری دیگه سراغ قصه های خودمونی

گفتی تنها نامه ی من تو دس همه ست عزیزم
نامتو من بفرستم حالا به کدوم نشونی

بنویسم روی پکت با یه تیکه یاد غربت
برسه به یه ستاره به یه عشق آسمونی

پشت پنجره نشستم واسه ی تو می نویسم
که شاید رد شه از اینجا ایه ی محو جنونی

یه روزی خوندم یه جایی از عزیز بی وفایی
واسه ی دوام یک عشق عاشق و باید برونی
بهترین جمله ی دنیا فکر کنم همینه زیبا
عمری دنبال تو بودم اونی که می خوام همونی

صبر و حوصله نداشتن عادت همه ست عزیزم
تو که نیستی مثل اونها تو خود رنگین کمونی

نه جواب نامت این نیس اون و بعدا می نویسم
که سلام گلدونا رو به گلاشون برسونی

گفتم این رو بنویسم که دوست دارم عزیزم
بیشتر از تو می دونم که تو اینو نمی
دونی

+ نوشته شده در  85/11/30ساعت 13:32  توسط گلبرگ | 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن. براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير. براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

.

+ نوشته شده در  85/11/29ساعت 20:12  توسط گلبرگ | 

یاور همیشه من

تو برو سفر به سلامت

غم من نخور که دوری

برای من شده عادت

ای طلوع اولین روز

ای رفیق اخر من

به سلامت سفرت خوش

ای یگانه یاور من

مقصدت هر جا که باشه

هر جای دنیا که باشی

اون ور مرز شقایق

پشت لحظه ها که باشی

خاطرت باشه که قلبت

سپر بلای من بود

 

+ نوشته شده در  85/11/29ساعت 20:10  توسط گلبرگ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام به بلاگ خودتون خوش امدید


سرنوشت بدیه اول جاتو ازم گرفت
صبح فردا شد دیدم رد پاتو ازم گرفت
تا می خواستم به چشمای روشنت نگا کنم
مال دیگری شدی و چشاتو ازم گرفت
تو رو جادو کرد یکی با یه چیزی مثل طلسم
اثرش زیاد بود و خنده هاتو ازم گرفت
تو با من حرف می زدی نگات یه جای دیگه بود
خدا لعنتش کنه ، اون ، نگاتو ازم گرفت

پیوندهای روزانه
من بی گناهم
سکوت
دختر دریا..
کنار هر قطره اشکم هزار خاطره دفنه
من دل شکسته نیستم
دختر رویاها..
راز من و تو
دختر آریایی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
دی 1387
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
پیوندها
سهراب سپهری
احمدشاملو
اکبر اعلمی
>
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

گلبرگ

 
background="http://www.imgplace.com/viewimg177/4633/59golerose.jpg"